7. طب لاتيني، بيزانسي، اسلامي (يا عربي)، و چيني. مهمترين رويداد، پيدايش مكتب سالرنو، يعني قديمترين مدرسهٴ علمي اروپاي مسيحي بود. مشكل است بتوان عمر اين مدرسه را در آن زمان تعيين كرد، ولي اين مهم نيست، چون وجود قبلي آن هرقدر هم طولاني باشد، قرين گمنامي است. تا نيمهٴ اول سدهٴ يازدهم و مقارن اواسط آن فعاليت اين مكتب به جلوه درنيامده بود. نخستين محصولات نوشتاري آن بسيار خام و بسي پستتر از آثار مشابه عربي بود، با اين حال اهميت خاص داشت، چون از شروع تحول طبي تازهاي حكايت ميكرد. سالرنو هرگز در حكم سرچشمه نبود، بلكه قديمترين مركز انتشار افكار طبي اروپا به شمار ميرفت. همهٴ مدرسههاي بعدي تا حدي بدان مديوناند. دو رسالهٴ ناشناس به نامهاي
معالجات و مرآتالانسان ممكن است از اين دوره باشد. سه تن قديمترين پزشكان سالرنويي، كه آثارشان به دست ما رسيده، احتمالاً عبارتاند از گاريوپونتوس لومباردي كه يك دايرةالمعارف طبي به نام آلام تأليف كرد؛ پتروكلوس موٴلف كتابي در اعمال طب؛ و آلفانتوس اسقف اعظم سالرنو كه آثار نمسيوس را به لاتيني ترجمه كرد.
دو پزشك بيزانسي مربوط به زماني نامعلوم هم ممكن است مقارن اين عصر برآمده باشند: داناستس موٴلف رسالهاي در مراقبت از مادران و نوزادان، و استفانوس كبير موٴلف
قرابادين.
براي ملاحظهٴ پيشرفت واقعي بايد به پزشكان اسلامي توجه كنيم. تعدادشان چنان زياد است كه باز بايستي به سه گروهشان تقسيم كنم: پزشكان اسپانيا، مصر، و مشرق.
اسپانيا: از كرماني قبلاً نام برده شد؛ او در عين حال رياضيدان و جراح بود. ابن وافد رسالهاي در ادويهٴ مفرده تأليف كرد كه بخشي از آن به زبان لاتيني در دست است؛ و رسالهاي دربارهٴ حمام كردن نوشت. ابن جناح يهودي را هم كه در سرقسطه برآمد و كتابي به زبان عربي در باب داروهاي ساده نوشت، ميتوان به اين دو تن افزود.
مصر: دست كم چهار پزشك بزرگ از حمايت فرمانروايان فاطمي مصر برخوردار بودند.
ماسويه مارديني قرابادين بزرگي تأليف كرد كه در اروپاي قرون وسطي رواج زيادي يافت. اين اثر تا چندين قرن معيار و ملاك كار بود. احتمالاً عمّار اصيلترين چشمپزشك اسلامي بود، ولي كارش تحتالشعاع معاصر شرقي خويش علي بن عيسي قرار گرفت. قسمت جراحي رسالهٴ چشمپزشكي عمار داراي اهميت ويژهاي است. ابن هيثم، سومين پزشك اين گروه كه چندين بار در بالا ذكر شده، به خاطر مطالعاتش در زمينهٴ فعاليت وظايف الاعضايي چشم در اينجا بايد يادآوري شود، علي بن رضوان شروح متعددي بر آثار طبي يونانيان نوشت، كه معروفترينش شرح
كتابالصناعهٴ جالينوس است؛ رسالهاي هم در حفظالصحه، با توجه خاص به مصر، نوشت.
بايد خاطرنشان ساخت كه ماسويه مسيحي يعقوبي بود، و ديگران مسلمان بودند.
شرق: بزرگترين پزشك عصر و يكي از بزرگترين پزشكان همهٴ اعصار ابن سينا بود.